Home
Impressum
News
Articles
Art
Literature
Stories
Poems
Archive
Send News
Contact

Register
Login
Send Data

خبر

نامه‏ی سرگشاده‏ در بررسی تهمت‏های ناروا

نسبت به جامعه‏ی بهائی در ايران

از طرف بهائيان ايرانی ساکن اتريش (۱)



مقدمه

 

چون در چند ماهه‏ی گذشته رسانه‏های گروهی از يکسو و بعضی از گروه‏های اينترنتی حمايت شده از طرف دولت جمهوری اسلامی از سوی ديگر، مرتب و نظام يافته شايعات بی‏اساس و تهمت‏های ناروا به بهائيان نسبت می‏دهند، از آنجا که روزنامه‏های دولتی کيهان و اطلاعات و نيز راديو مطالبی نادرست درباره‏ی ديانت بهائی منتشر و پخش می‏کنند، بدان دليل که جامعه‏ی بهائيان ايران از همه‏ی حقوق اجتماعی محروم هستند و حق چاپ و انتشار روزنامه و کتاب ندارند و نمی‏توانند از خود دفاع کنند، دوستان بهائی در اتريش با نشر اين نامه‏ی سرگشاده، سعی می‏کنند، روشنفکران و برادران ايرانی خود را بدين وسيله از حقيقت موضوع آگاه سازند، شايد آنها بازيچه‏ی دست تبليغات يکطرفه‏ی رسانه‏های گروهی بنيادگرايان نشوند.

 

۱- نظری به گذشته

۲- موج تازه‏ی ستيزه‏جويی و دروغ‏پردازی

۳- بررسی سه تهمت ناروا

 

۱- نظری به گذشته

 

ديانت بهائی که حدود يک صد و شصت سال پيش در ايران به ظهور رسيد، در کنار ديانت زرتشتی، آئينی می‏باشد که از ايران سرچشمه گرفته است.

برخلاف ديانت زرتشت که به غير از ايران فقط در چند مملکت ديگر مثل هندوستان پيروانی دارد، آئين بهائی در تمام دنيا گسترش يافته است. امروز مشکل است مملکت، منطقه و يا حتی جزيره‏ای در دنيا يافت که بهائيان و مؤسسات خدمات اجتماعی و تربيتی آنها در آنجا موجود نباشد. امروزه بيش از يک مليون هندی و هزارها بنگلادشی و پاکستانی و تعداد زيادی ايتاليايی، اسپانيايی، آلمانی و يا هزاران نفر از اهالی امريکای جنوبی و جزاير اقيانوس کبير و بسياری از مردم افريقا، جزو پيروان اين ديانت هستند که خاستگاهی ايرانی دارد.

بهائيان به همه‏ی کره‏ی ارض عشق می‏وررند و در هر مملکتی که ساکن باشند، آنجا را وطن خود و خود را جزو ملت آن کشور می‏دانند.

هيئت‏های بهائی در سازمان ملل متحد جزو سازمان‏های غير دولتی بوده و از احترامی مخصوص برخوردارند. 

در تمام کشورهای آزاد جهان، بهائيان از حقوق اجتماعی و اداری برخوردار و در اجرای مراسم مذهبی خود آزاد و مورد اعتماد ملت و دولت هستند.

بهائيان در هر کجای عالم که باشند و يا به هر قوم و نژادی تعلق داشته باشند، ايران را مقدس می‏شمارند، زيرا بسياری از جايگاه‏های مقدس آنها در ايران است. اگر آزادی عقيده در ايران حکمفرما باشد، بهائيان از اقصا نقاط جهان، از نيوزيلند تا دانمارک و از روسيه تا افريقای جنوبی برای زيارت اين مکان‏های مقدس به ايران می‏آيند.

ولی افسوس که جامعه‏ی بهائی که بزرگترين اقليت دينی در ايران است و طبق آمار بين ۳۰۰،۰۰۰ تا ۴۰۰،۰۰۰ نفر پيرو دارد، از ابتدای ظهور خود در سال ۱۸۴۴ ميلادی برابر با ۱۲۶۰ هجری قمری مورد دشمنی و ستيزه جويی رهبران متعصب دينی و سلاطين مستبد که در سايه‏ی قدرت و پشتيبانی علمای دينی حکومت می‏کردند، قرار گرفت.

در اثر اين دشمنی‏ها که در هر دوره‏ای به صورتی ديگر خود را می‏نماياند، در قرن گذشته بيش از ۲۰،۰۰۰ نفر از بهائيان جان خود را از دست داده‏اند و کشتار بهائيان هنوز هم ادامه دارد.

تلقينات و تهمت‏های نشريات داخل و خارج از کشور، روزنامه‏ها و کتاب‏های يک صد و پنجاه سال گذشته، همه نمايانگر اين  مخالفت وسيع بوده و هست که هميشه از طرف علمای دينی تحريک می‏شد و در هر دوره‏ای به صورتی ديگر باعث ظلم و ستم و زندان و شکنجه و در بسياری از مواقع قتل و اعدام پيروان اين ديانت می‏گرديد، در حالی که ديانت بهائی هدفی جز ايجاد برابری و برادری و آزادی فکر و عقيده نداشته و ندارد.

اين دشمنی‏ها و تبليغات سوء يک طرفه و شعارهای دروغين و پر از تهمت و افترا در طول زمان رفته رفته يک جوّ ضد بهائی در بين عوام الناس به وجود آورد و چون بهائيان مجاز به پاسخگويی نبودند، يک نوع کينه و احساس درونی همراه با بدبينی نسبت به بهائيان در دل و جان قاطبه‏ی ملت که قريب ۸۰ درصد آنها قادر به خواندن و تحقيق نبودند و نيستند، جايگزين شد، زيرا بهائيان هرگز فرصت دفاع از خود را نداشته و به اين جامعه‏ هيچ نوع حقی برای بيان عقايد و واقعيت ديانت خود داده نمی‏شد. امروز هم عيناً همين وضع ادامه دارد و قلم در دست مخالفين اين ديانت است.

 

۲-  موج ستيزه جويی و تهمت

 

با کمال تأسف بايد گفت که در طول ۲۷ سال گذشته و از شروع انقلاب اسلامی يک جنبش ضد بهائی ويژه‏ای که از ده‏ها سال پيش پنهانی فعاليت می‏کرد، مخالفت‏های گذشته را علنی و در صحنه‏ی سياست روز وارد کرد. نقش اصلی اين حرکت تازه‏ی ضد بهائي را گروه‏های متعصب و بنيادگرا در دست داشته و دارند که هدف و مقصد سياسی و اجتماعی آن ريشه کن کردن بهائيان و بهائيت است. اين مطلب با به دست آوردن دستورات محرمانه‏ای از طرف بالاترين مقامات روحانی و سياسی صادر شده و به دست مأموران رسمی سازمان ملل افتاده و مدارک مربوطه علنی شده است.

اين عده يا نمی‏دانند و يا نمی‏خواهند بدانند و از تاريخ يک صد و شصت ساله‏ی ديانت بهائی پند نمی‏گيرند که آئين خداوندی را با مخالفت‏های بشری نمی‏توان از بين برد. مثلاً ما می‏دانيم و مدارک آن موجود است که در دوران استبدادی ناصرالدين شاه حکم ريشه کن کردن اين ديانت داده شد و علمای پرنفوذ و پرقدرت مذهبی نيز پشتيبان آن بودند، اگرچه در آن دوران اين هجوم و حمله‏ی عمومی به بهائيان باعث شهادت بيش از بيست هزار زن و مرد و کودک و طفل شير خواره شد و اخبار آن در همان زمان حتی در روزنامه‏های خارج منعکس گرديد، با اين وجود در دهه‏های بعد نيز اين ستيزها هر بار به صورتی تازه ادامه يافت، ولی هيچگاه اين مخالفت‏های دولت و علمای دين نتوانست مانع پيشرفت و گسترش دين بهائی گردد.

از چند هزار بهائی که مورد ظلم و ستم دشمنان اين دين قرار گرفتند و در مملکت خود به زندان و عذاب افتادند و جان باختند، امروز نوه‏ها و نوادگان همان مظلومان  که در يزد و خراسان و شيراز و اصفهان  و تبريز و همدان شهيد شدند، در خدمات مهم اجتماعی و فرهنگی در تمام ممالک دنيا موفق هستند و به عنوان اساتيد و کارشناسان مورد احترام، به خدمت مشغولند. برای نمونه می‏توان گفت که از خانواده‏ی يک مؤمن بهائی که در قرن قبل در خراسان شهيد شد، ده‏ها تن از بازماندگانش در شرق و غرب دنيا در بالاترين درجات علمی و فنی اسباب افتخار هم ميهنان ايرانی خود هستند. علاوه بر آن، امروز بيش از ۷ مليون بهائی در دنيا وجود دارد که در همه‏ی ممالک، جزاير و مناطق دنيا در راه گسترش تعاليم صلح و وحدت و تفاهمی بين المللی فعاليت می‏کنند.

جای بسيار تأسف است که به جای اين که مردم ايران و مسئولان حکومتی از اين همه امکانات مثبت که بهائيان در خدمت به ايران و دنيا دارند، استفاده کنند، هنوز هم با همه‏ی قوا به اذيت و آزار اين عده از هم‏ميهنان مشغولند و باز جای تأسف است که ارگان‏های رسمی دولتی مثل روزنامه‏ی کيهان مدتی است، مطالب دروغ و پر تهمت نسبت به بهائيان منتشر می‏کند و تهمت‏های پوسيده‏ی صد ساله را از انبارهای افکار پرتعصب بيرون کشيده و به چاپ می‏رساند.

تأسف بيشتر اين که امروز هم بهائيان از اظهار عقيده در رسانه‏های گروهی محرومند، امروز هم نه حق چاپ کتاب دارند و نه اجازه‏ دارند، روزنامه منتشر سازند و نه می‏توانند از طريق ديگر رسانه‏های گروهی، چون تلويزيون پاسخ سؤالات و حملات مخالفان و دشمنان را بدهند.

بدتر اين که با وجودی که آن دسته از  متقاضيان تحصيلات دانشگاهی که بهائی هستند، بهترين نمرات را در مسابقات ورودی دانشگاهی دارند، ولی به علت بهائی بودن حق تحصيل در دانشگاه را ندارند.

علت اصلی همه‏ی اين دشمنی‏ها حکمفرمايی تعصب و بنيادگرايی است که ضد ترقی و پيشرفت جامعه‏ی انسانی می‏باشد. باوجود اين که گردانندگان سياسی و دينی به خوبی می‏دانند که بهائيان در هر مملکتی که باشند مطيع قوانين عمومی آن مملکت بوده و هرگز در سياست دخالت نکرده و اسلحه حمل نمی‏کنند و در تمام دنيا به جامعه‏ای صلح دوست معروف و شناخته شده‏اند، باز هم فقط به علت تعصب مذهبی و بنيادگرايی مخالفان به اينهمه اعمال غير انسانی دست می‏زنند.

 

اشاره به بعضی از دروغ و تهمت‏های ناروا

 

در ابتدا بايد گفت، هر بررسی و پژوهش درستی در آغاز کار، بايد سرچشمه و اساس موضوع تحقيق را بررسی نمايد، نه اين که بررسی خود را از گفته‏ی مخالفين يک آيين و عقيده شروع کند و پايه‏ی کار خود را گفته و نوشته‏ی کسانی قرار دهد که يا از روی بی‏اطلاعی و يا بر اساس تعصب و بنيادگرايی با هر عقيده‏ای غير از باور و عقيده‏ی خود، دشمنی می‏ورزند و ناسزا می‏گويند.

مثلاً اگر کسی قصد شناسايی اسلام را داشته باشد و بخواهد بداند، مسلمانان چه عقيده و باوری دارند، بررسی را از دشمنان اسلام و يا کسانی که هنوز هم کتبی عليه اسلام منتشر می‏کنند، شروع نمی‏کند، بلکه اساس اعتقاد اسلامی را در قرآن مجيد پی‏ می‏گيرد و عقيده‏ی مسلمانان را از خود آنها سؤال می‏کند.

درباه‏ی دين بهائی و بهائيان بنا به عللی که پيش‏تر نوشته شد، چنين بررسی‏ای، به ويژه در ايران بسيار مشکل، بلکه غير ممکن است. بهائيان در ايران نه آزادی بيان دارند و نه اجازه‏ی چاپ روزنامه و کتاب و نه برنامه‏ی آزادی در رسانه‏های گروهی در اختيار آنها گذاشته می‏شود، لذا اگر کسی بخواهد درباره‏ی دين بهائی و آئينی که دستورات آن موجب نجات ايران و ايرانيان و هدايت همه‏ی اهل جهان به صلح و دوستی و برادری و تربيت است، آگاه شوند، راهی به مراجع بهائی ندارند.

از اين گذشته، مدت ۱۵۰ سال است که ايرانيان دانش‏پژوه از استفاده از ادبيات دينی ارزنده‏ای که در ديانت بهائی موجود است و همه‏ی مسائل اخلاقی و عرفانی و اجتماعی و الهيات و کلام را برگرفته است، محرومند و همه‏ی اين محروميت‏ها نتيجه‏ی مخالفت و ستيزه‏ورزی اهل تعصب است که مردم ميهن ما را از چنين نعمت الهی و توجه بدان باز داشته است.

 

 
Related Links

Written by Negaran | 01.09.2006 | 18:16 - News - Comments (0)